محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
667
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
ناهنجارى فكرى و سادهانديشى و پريشانخيالى باشد كه به روح ارتباط دادهايم « با علاقه و ميل به مواجهه با دشمن . . . بدون اينكه نياز به محرّكى داشته باشد تا او را وادارد يا لجامى كه او را بكشد » . « 1 » با اين همه ، برخى از تعبيرات كانت بيانگر نوعى از شكّ و ترديد وى و استبداد رأى كمتر و تعقّل بيشتر اوست كه در نهايت انكار مىكند : « كه در توان مخلوقى باشد تا از روى اختيار تمام قوانين را اجرا كند ، بدون اينكه در وجود او امكان تمايلى باشد ، حتّى براى يك مرتبه هم كه شده ، او را به مخالفت با آن قوانين وادار سازد . » « 2 » و نيز معلوم مىشود كه وى موافق بوده است با امكان : « اينكه بيم احترام به قانون ، به ميل و احترام به محبّت تبديل گردد ، و اين دستكم كمال نيّتى است كه قانون را مقدّس مىشمارد ؛ اگر در توان مخلوقى باشد كه هماره به آن نيّت برسد ! » « 3 » امّا ديدگاه فلسفى دوم : هرگز در حدّ انكار مطلق براى توانمندى انسان بر انجام تكليف مشخّصى از روى ميل و همّت پيش نرفته است ، بلكه آن عمل انجام گرفتهء در اين شرايط از نظر وى كمارزش و كماجر است . در اين صورت ، بين دو مصلحت « تلاش و ارزش اخلاقى » رابطهء ثابتى است ، در حدّى كه مقايسهء دقيق يكى از آنها را به ديگرى ممكن است در شكل برابر و معادل ياد كرد . بنابراين ، وجود يا عدم ، يكى از آن دو و فزونى يا كاستى هركدام ، همان اثر را در ديگرى به صورت غير قابل انكار و با همان نسبت دارد . و به مقدارى كه پاىبندى به قانون امرى است كه جز با صرف تلاش ارادى ، امكان تحقّق ندارد ، تفاوت درجه پيدا مىكند . بنابراين ؛ از جمله چيزهايى كه هيچ ترديدى در آنها نيست ، اين است ، هر نيروى تلاشى كه اندوخته مىشود ، معادل همان خسارت در پاداش است . پس ؛ آيا در حالت عكس هم جريان از همين قرار است ؛ يعنى آن حالتى كه نيروى اخلاقى خود در آن حالت بدون كوشش مىتواند به تكاليف خود اقدام نمايد ؟ اين مسئله بين علماى اخلاق اسلامى مورد اختلاف است ، و از جمله كسانى كه نظر موافق
--> ( 1 ) - ر ك : Kant : crit . de la Raispon pratique . p . 89 . ( 2 ) - ر ك : Kant , Crit . de la Raispon pratique . p . 88 . ( 3 ) - ر ك : Kant , Crit . de la Raispon pratique . p . 88